هــم اکنــون در خبرنامــه سايت عضو شويد تا همــيــشــه آخــرين مطالب ارسـالي سايــت را در تيتــرخوان گوگل يا اکانت شخصي خود داشته و از دست ندهيد

متن و ترجمه فارسی اهنگ Spanish Train از Chris De Burgh در ادامه مطلب :

————————————————

There’s a Spanish train that runs between Quadalquivir and old Seville,

یه قطار اسپانیایی وجود داره که که بین “کوادل کیویر” و “سویل”در حرکته

And at dead of night the whistle blows,

و در نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه

and people hear she’s running still…

و مردم میشنون که اون هنوز در حرکته. . .

And then they hush their children back to sleep,

و اونا با عجله بچه هاشون رو به رختخواب می فرستن

Lock the doors, upstairs they creep,

درها رو قفل می کنن، همونطور که ار پله ها به پایین می خزن

For it is said that the souls of the dead

 Fill that train ten thousand deep!!

چون گفتن که این قطار از 10 ها زار جسد پر شده!!

Well a railwayman lay dying with his people by his side,

خوب یه ریل بان(روی تختش) افتاده بود و در حال مرگ بود و همکاراش بالای سرش بودن

His family were crying, knelt in prayer before he died,

خونوادش همینطور که گریه می کردن،

زانو زده بودن وقبل از مرگش براش دعا می خوندن

But above his bed just a-waiting for the dead,

ولی درست بالاسر تختش درست قبل از مرگش

Was the Devil with a twinkle in his eye,

شیطان با برقی در چشماش بالای سرش ایستاده بود

“Well God’s not around and look what I’ve found,

و شیطان گفت:”خوبه! خدا این دورو برا نیست که ببینه چی به چنگ آوردم”

this one’s mine!!”

“این یکی هم مال منه!!!”

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light,

و بلافاصله خود مسیح در یک چشم به هم زدن ظاهر شد

And shouted at the devil, “Get thee hence to endless night!!”

و بر شیطان فریاد کشید ” دور شو ای ملعون!”

But the Devil just grinned and said “I may have sinned,

و شیطان اخمی کرد و گفت “مگه گناهی کردم!”

But there’s no need to push me around,

دلیلی برای دور کردنم ار اینجا وجود نداره!

I got him first so you can do your worst,

من اول اون رو پیداش کردم تو هم نمیتونی کاری منی!

He’s going underground!!”

اون با من به اعماق زمین خواهد اومد

“But I think I’ll give you one more chance”

said the Devil with a smile,

شیطان با لبخند گفت:

“ولی فکر کنم بتونم یه شانس دیگه بهت بدم”

“So throw away that stupid lance,

 “پس اون جسد بی مصرف رو بندازش

It’s really not your style”,

اون در شئن تو نیست”

Joker is the name, Poker is the game,

“جوکر” یه اسمه، “پوکر” یه بازیه

we’ll play right here on this bed,

ما رو همین تخت با هم بازی خواهیم کرد

And then we’ll bet for the biggest stakes yet,

the souls of the dead!!”

و روی این جسد و جسدهای بیشتری شرط بندی می کنیم

And I said “Look out, Lord, he’s going to win,

و من گفتم” مراقب باش، یا مسیح اون داره برنده میشه”

The sun is down and the night is riding in,

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه

That train is dead on time, many souls are on the line,

اون قطار باز به موقع رسید اینجا،و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن

Oh Lord, he’s going to win!..”

آه یا مسیح، اون داره برنده میشه!. . .”

Well the railwayman he cut the cards

خوب ریل بان شروع به پخش کردن کارتها(بین مسیح و شیطان) کرد

and he dealt them each a hand of five

و به هرکدومشون 5 تا کارت داد

And for the Lord he was praying hard

و ریل بان داشت از ته دل برای برنده شدن مسیح دعا می کرد

or that train he’d have to drive…

یا میبایست اون قطار رو برونه. . .

Well the Devil he had three aces and a king,

خوب شیطان 3 تا تک داشت و یه شاه

and the Lord, he was running for a straight,

و مسیح درحال ردیف کردن کارتها بود

he had the queen and the knave and the nine and ten of spades,

مسیح یه بی بی و یه سرباز و یه 9 و یه خال پیک داشت

All he needed was the eight…

تنها چیزی که لازم داشت فقط یه “8″ بود

And then the Lord he called for one more card,

مسیح خواست که دوباره کارت بریزن

but he drew the diamond eight,

ولی اون یه 8خشت انداخت

And the Devil said to the son of God,

و شیطان به پسر خدا(مسیح) گفت

“I believe you’ve got it straight,

“خوبه، حرکت خوبی بود”

So deal me one for the time has come

حالا نوبت منه، حالا وقتشه

to see who’ll be the king of this place,

تا ببینی که کی پادشاه اینجا میشه!

But as he spoke, from beneath his cloak,

ولی همینتور که داشت حرف میزد (وسر مسیح رو گرم می کرد)، از زیر کتش

he slipped another ace…

یه “تک” دیگه انداخت وسط

Ten thousand souls was the opening bid,

و ده هزار روح به داخل قطار خوانده شدن

and it soon went up to fifty-nine,

و بازیشون سریع یه 59 رسید

but the Lord didn’t see what the Devil did,

ولی مسیح ندید که شیطان چیکار کرد!

and he said “that suits me fine”,

و گفت”کلی حال دادی”

“I’ll raise you high to hundred and five,

تورو به 105 می رسونم

and forever put an end to your sins”,

و برای همیشه به گناهات خاتمه می دم

But the Devil let out a mighty shout, “My hand wins!!”

ولی شیطان (کارتش رو انداخت) و نیرومند فریاد زد:”دست من برنده شد!!!!!!!”

And I said “Lord, oh Lord, you let him win,

و من گفتم یا مسیح، آه ای مسیح، تو گذاشتی اون برنده بشه

The sun is down and the night is riding in,

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه

That train is dead on time, many souls are on the line,

اون قطار باز به موقع رسید اینجا،و روح های زیادی برای سوار شدنش به خط شدن

Oh Lord, don’t let him win…”

آه مسیح، نذار برنده بشه!!!. . .

Well that Spanish train still runs between,

Quadalquivir and old Seville,

خوب، اون قطار اسپانیایی هنوز داره بین “کوادل کیویر” و “سویل”حرکت می کنه

And at dead of night the whistle blows,

و در نیمه های شب صدای سوتش به گوش می رسه

And people fear she’s running still…

و مردم با ترس و هراس میفهمن که اون هنوز در حرکته

And far away in some recess

و اون دور دورا، یه گوشه ای

The Lord and the Devil are now playing chess,

مسیح و شیطان در حال بازی شطرنج هستن

The Devil still cheats and wins more souls,

و هنوز شیطان در حال جرزنیه و روح های بیشتری به چنگ میاره

And as for the Lord, well, he’s just doing his best…

و مسیح، خوب، داره نهایت سعیش رو می کنه. . .

And I said “Lord, oh Lord, you’ve got to win,

و من گفتم:”یا مسیح، آه ای مسیح، تو باید برنده بشی

The Sun is down and the night is riding in,

خورشید داره غروب میکنه و شب داره فرا می رسه

That train is still on time, Oh my soul is on the line,

اون قطار باز به موقع رسید، آه روح من هم تو صف ایستاده

Oh Lord, you’ve. . got. . to . . win…”

آه مسیح، تو. . .باید. . . .برنده. . . .بشی. . . . . .!!!

————————————————

،کپی بردادی تنها با ذکر منبع مجاز هست،

مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید …

 
مینا
آذر 27م, 1390

وای چه لذتی بردم………….
با صدای کریس دی برگ… بعد از مدتها… با فریاد هاش که Lord, don’t let him win و خوندن ترجمه ی کامل این متن از شما…………..
مرسی

 
هادی مرادی
آذر 27م, 1390

خواهش میکنم …

 
سپهر
دی 17م, 1390

سلام
ممنون از ترجمه زیباتون خیلی استفاده کردم

 
هادی مرادی
دی 18م, 1390

khahesh sepehr jan

 
sara
مرداد 24م, 1391

سلام خواهشا یه آهنگ اسپانیایی هست که انگار میگه “اما میام”اون و کی میخونه خخخخخ دوست دارم نمیدونم ولی چی سرچ کنم مرسی.

 
هادی مرادی
مرداد 24م, 1391

عزیزم سارا جان ، اسم اهنگ رو شما بدید و خوانندش ما ترجمه کنیم

 
کمیل
مهر 15م, 1391

عالیه.دمت گرم هادی

 
عاطفه
اسفند 26م, 1391

سلام جواب سارای عزیزو میخوام بدهم..
ساراجون اون اهنگی که دوست داری انریکه میخونه

 
طاهره
تیر 22م, 1393

دستت درد نکنه عالی بود.من از این سایت خیلی استفاده میکنم.

 
ارسال نظر
نام شما *
ايميل *
ادرس وب



* گزينه هاي الزامي


کپي برداري از مطالب ميهن اشعار تنها با هماهنگي با مدير سايت مجاز ميباشد و در غير اين صورت پيگرد قانوني دارد !
اشتراک گذاري
تبليغات